تبليغاتX
_______________❶ +❶ +❶+❶+دیواری_________
من با شمایم ، های ! ... می پرسم كسی اینجاست ؟ كسی اینجا پیام آورد ؟

ســـــــــــــــــــــــــــــــــــــلام

فعلا این روزای من همچی آرومه من چقد خوشحالمست، کلی با پیشو اینور اونور رفتیم کلـــــــــــی برام زحمت کشید و یعالمه خرید کــــــــــــردیممرســـــــــی پیشو

یه کادوی خوجملم برام خرید که رنگشششششش جیغه خیلی دوسش دارم

کلا مستر پیشوم یدونه باشه..

شاعر میگه اگه تنها گناهم دوست داشتن توست تنها گناهیه که هیچوقت توبه نخواهم کرد!!! توو یه وبلاگه خوندمش بعضی وقتا نویسنده،شاعرا چه زشت جمله هاشونو میگنا!!!!

چقد خوبه ادم درس نداشته باشه هااااا

همچین حس مســــــــــافرت دارم باید ب پیشو گیر بدم باز بریم ددررررررر..

انقده خوبه هرجا میرم ما از همه خوشبخت تریــــــــــــــــــــــــــــــــــــــم

فقط یچیزایی اذیتم میکنه مثلا چرا همه حتی نزدیکام البته بلانسبت پیشو انقد پولکی شدن؟

چرا بعضیا انقد خاله زنکن؟

چرا همه دخترای دانشگامون چادری شدن؟!!!والا آدم میمونه کدوم طرفی باشه..

چرا تا خواستم گوشیمو عوض کنم انقد گرون شد؟!!مگه مردم گنج پیدا میکنن که انقد گرون میشه همچی.

چرا انقد کـــــــــــــــــــابوس میبینم ؟

راستــــــــــــتتی پیشو چنوقته بخاطر من ورزش میکنه که هیکلش خباب نشه منم بسی باید تلاش کنم..

کاــــــــــــــــی ام برای ولنتاین ذوق دارم اخه دومین سال با پیشو بودنه..

هرکس هرچی برای عشقش میخواد بخره نظر خصوصی بذاره برام لطفا ..

عسک عقولانه و متن عقشولانه خوجگل که به دلم بشینه الان دم دستم نیســــــــت دفعه بعد که اومدم میذارم

بای


+ تاريخ شنبه پانزدهم بهمن 1390ساعت 14:5 به قلم ✿✿m✿✿ |


مجنـــــــــونم و مستــــــــــــــم به پای تــــــــــــو نشستم

  آخر ز بدیهات بــــــیچاره شــــــــــــــــــــکستم

مجنونم و دل رو بـــــــــــه چشمان تو بســـــــتم

هشیار شدم آخر از دام تـــــــــــــــــــو جستم

مجــــــــــــــــــــــــــــــــنونم و مســـــــــــــــــــــــــــتم

عـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــاشق شدم و خســــــتم


خیلی چیزا داشتم بنویسم اما اصلا حالم خوب نیست.

میگن خدا برای همه ی همه ی کاراش حتی برای هر قدم ما حکمتی گذاشته چرا من حکمتاشو متوجه نمیشم پس؟

خدایا حوصله ی این زندگی تکراری رو ندارم میشه بیخیـــــــــــــــــــال شی؟


الان نوشـــــــــــــــــــــــــت:

امروز داشتم به این که چیه مستر پیشو رو دوست دارم و اون چیه منو دوست داره میفکریدم.ازش که پرسیدم جوابی داد که بست خرسنن شدیم،بمــــــــــــــــــــــــــاند

اما کفش کردم که خدا عجب چیزی بهم داده ا چقد همچیشو دوســــــت دارماااا.خیلی حس خوبی داشت،اومدم اینجا بنویسم که حس خوبم  موندگار بشـــــــــــــه.


http://rashika.persiangig.com/fun/135.jpg



+ تاريخ دوشنبه دهم بهمن 1390ساعت 15:9 به قلم ✿✿m✿✿ |





اومدم یه پســـــــــــت خوشگل برای عشقم و شما بذارم اخه امتـــحانا تموم شد

فور یـــــــــــــــــــــو

البتــــــــــــــــــــــــه سانسور کردم متنشو هـــــــــــا...





آرام بــــــــــــــــــــاش،

ما تا همیشه مال همیـــــــــــــــم،

همیشه عاشق و یــــــــار همیم

آرام بــــــــــــــاش عشق من،

تو تـــــــــــا عبد در قلبمی،تو همــــــــــه ی وجودمی..

بیــــــــــــــــــــــا در آغوشم،جــــــــــایی که همــــشه آرزویش را داشتـــــی،جایی که برایت سرچشمه ی آرامش اســــــــــــــــــــــت

آغوشم را بـــــــــاز کرده ام بــــرایت،تشنه ام براش بوسیدن لـــب هایــــــــــت

حرفی نمیزنم تـــــــــا سکوت بـــاشد بین منو تو و قلب مهربانتــــــــــــــ

خیره به چشمــــــان تو پلک نمی زنم تــــــــا لحظه ای از دست نرود نگاه زیبـــــــــای تو

دستم در دست هایت،

یک لحظه رهـــــــــــا نمی شود تا از دست نرود حتی یک لحظه از گرمای دستان لطیــــــف تو

محکم فشـــــــرده ام تو را در آغوشم،

ارزو میکنم لحظه ی مرگم ایــــــــــنجا باشد

همین آغوش مهربانت

چه گرمـــــــــــــایی دارد تنت عشـــــــــــــــق من،

رها نمیکنم تو را تا همیشه باشی کنار قلـــــــــــــب من

قلب تو میتپد وقلب من با تپش هایت شاد اســــــــــــــــت

هر تپشش فریـــــــــــاد عشقو پر از نیــــــــــــــاز است

آرامم..

میــــــــــــــــــــــــــــدانم اینک کجا هستم

جایی کــــــــــــــه همیشه آرزویش را داشتم

همانجایی کـــــــــه آرزویش را داشتم و هر لحظه خوابش را مـــــــــی دیدم

آن خواب برایم یک رویــــــــــــــــــــای شیرین بود

در آغوش عشق، بیخیالــــــــــــ همه چیز

نه میدانم زمـــــــان چگونه میگذرد نه میدانم چه حالی امـــــــــــــ ،تنها میدانم حالم از ایـــن بهتر نمیشود

دنیای من از ایـــــــــــن عاشقانه تر نمی شود..

گرمای هوس نیست ایـــــــــن آتش خاموش نشدنی آغوش پاکت

عشــــــــــــــــــــق است که اینک منو تو را به ایــــــــن حالو روز انداخته

عشـــــــــــــق است که اینک مارا به عالـــــــــــــــــمی دیگر برده

عشق است که منوتو را نمیتوانند جدا کنــــــــــــــــــــــند هیچگاه

خیــــــــــــــــــــــــلی آرامم

از این که در آغوشــــــــــــــــــمی خوشخالم


  عقشولیــــــــــــــــــه من مراقب خودت بــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــاش

.

.

.

.

.

.الان نوشت:

یه کم که فکر میکنم میبینم الان هرچی دارم آرزوی چندسال پیشم بوده خوشحالم که بالاخره خدا به ما ام یه نگاهی کرد.

الهی هرکس هرچی میخواد بهش برسه...

.

.   بایـــــــــــ

+ تاريخ دوشنبه سوم بهمن 1390ساعت 22:27 به قلم ✿✿m✿✿ |

ایییییییی وای من که باز این نت جونمو بالا اورد تا یه آپ کنم اینم برای دلخوشی خودم مینویسم

سسسسسسلام

انقد این روزا سرم تو کتاب دفتره دعا میکنم هرچی زودتر این ترم تموم شه و مشروط نشم..

خیلی دلم برای مستر پیشو تنگ شده چون وضع درسام بد شده اصن نمیرسم اونجوری که میخوام بهش برسم

همه ی دلخوشیم شده این که بیشتر اممتحانارو دادم دیگه راحت میشم...

واییییی خدا میدونه چقد این یه سالو نیمه باهم خوشبخت بودیم و هستیم

دیگه این که امروز جو گیر شدم از بس از کتاب حالم بد شده بود رفتم تو گلدونمون یه درخت کاشتم!بلکه بزرگ بشه عصای دستم شه...

خانواده ی محترمه ام بسیار گیر میفرمایند که برم اسکی یاد بگیرم.. .نمیدونم چرا..

دوتا از دوستام که خفم کرده بودن باهم دوست بشن باهم آشناشون کردم شاد باشن. .

یه کلاس آشپزی ام پیدا کردم کاشکی بشه برم..

چندبارم این وسطا با پیشو یه بحثای کوچولویی شد که یه کم غصه خوردم،یه کما اما مث همیشه خودش همه چیرو درست کرد..

کلا بقییه زندگیم شده با درسا کشتی گرفتن،جالب اینه که تو این یونی سراسریا هرچی بری توو کتابم آخر یا میوفتی یا مشروط میشی

اوووووووخ خدا همینجوری خوشبختیمونو نگه دار...

یه عالمه دلم میخواد گوشیمو عوض کنم کاشکی قیمتش بیاد پایین..

خدایاااا سایه ی مشروطی رو از سرم بردار

قرار بود دیر به دیر آپ کنم اما جدا از کتاب خسته شده بودم

اصن دلم میخواد بدو ام برم پیش پیشو بیخیال درس شم..پیشو منتظر باش اومدم..

عاقشتم..

چرا بهار نمیشه خسته شدم از این سرما قبلنا واقعا متنفر بودم از زمستون اما چون دیگه مستر پیشو زمستونیه دوست دارم،یبار کوچولو بودو پله هامون یخ داشت ده تایی پله رو پرت شدم پایین بیشتر برای اون بدم میاد...

باز برم سراغ درسا تا دفعه ی دیگه که آپ کنم مباظب خودتون بیشتر باشید..


الان نوشـــــــــــــــــــــــــــــت:

پیشو رفته بیرون منم اومدم اینجا بازم بنویسم دوستتش دارم که اومد باز اینجا ذوق کنه بدون با این که امتحان دارم به یادشم هوارتــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــا،اخه از ذوق کردنش بسی فیض میبریم:

اینم چون باز یادم رفته بود عکس عشقولانه میذارم برات جاست فور یِو


rain scraps

.

.

.

پیشو برو ادامه مطلب

رمزش هموت عبارتس که به غورباقه ربط داره

فقط چون ممحوده حروق رمز تا i بنویسش

.


ادامه مطلب
+ تاريخ پنجشنبه بیست و نهم دی 1390ساعت 19:44 به قلم ✿✿m✿✿ |

هیییییییییییییییییییی واییییییییییییی من جون به لبم کرد تا درست شد این بلاگفا

بالاخره آپ میفرمایم کو؟؟؟کجا؟؟؟چی کار کنم؟؟؟چی بنویسم؟؟؟

آهان:  بااین که دامنه ی لیموlimooblog.com امکاناتش بیشتره اما چون هدفم از ساخت این وبلاگم به تاریخشم ربط داره ترجیح دادم همینو دنبال کنم...

از دوستلیی که وارد بازی پیچیدشون کردم عرذ میخوام..


اینم پستی تو اون یکی وبلاگم هست:


 

 

سلام مــاه مــن !

دیشب دلتنگ شدم و رفتم سراغ آسمان اما هر چه گشتم اثری از ماه نبود که نبود …!

گفتم بیایم سراغ ِ خودت
..

احوال مهتابیت چطور است ؟!

چه خبــر از تمام خوبی هایت و تمام بدی های مــن ؟!

چه خبــر از تمام صبــرهایت در برابر تمام ناملایمت های مــن ؟!

چه خبر از تمام آن ستاره هایی که بی من شمردی و من بی تو ؟!

چقدر نیامده انتظار خبــر دارم ؟!

چه کنم دلم بــرای تمــام مهــربانی هایت لک زده است !.
.

راستی ، باز هم آســمان دلت ابری است یا ….؟!

می دانم ، تحملم مشکل است …. اما خُب چه کنم؟!

یک وقت خســته نشوی و بــروی مــاه دیگری شوی …. هیچ کس به اندازه مــن نمی تواند آســـمانت باشد !

تو فقط ماه من بمون و باش !

ماه من !

مراقب خاطراتمان ، روزهای با هم بودنمان ..
خلاصه کنم بهونه موندنم مراقب خودمون باش !

 

 


http://puch-18.blogfa.com/


+ تاريخ شنبه بیست و چهارم دی 1390ساعت 20:38 به قلم ✿✿m✿✿ |

شلاااااااااااام

شلااااااااااام

انقده هوس بارون کرده بودممممممممم یهعالمه نشستم توش گریه کردم..


اما شما خوجحال باشیدا

ببشخید کم سر میزنم امتحانای این دانشگاهم شده غوز اما بهمه ی همتون سر زدم اگه نظر ندادم حتما نظراتون باز نشده


جاست فور یو:

-مرسی انقد خوبی تو این شرایط باز تحملم میکنی و مرهبونی،خودم میدونم چقد غیرقابل تحمل شدم.شِـــکـــلـَــک هــاے عـَــروسـَــــک ..قول میدم 4دیواریمونو خوشحال تر کنم.اگه تو این وضعم نبودی....

انا نادم .

اینو نبشتم اینجا که یادم نره هیجوقت دوباره.

-راسی 1عالمه دوسکت دارم زودی برگشتی دلم تنگ شده بود.


الان که دارم مینویسم دیگه اذان ه صبحه..

الان نوشت: من چهارتا پیشو دارم که به افتخارشون قالبو عوض کردم....


-اینم انتقادت ;-)

.الان ترتر نوشت: ار قالبه خسته شدم روحیم غمووو بود عبضش کردم هرکس قبلی رو ندید پیشوامو از دست داد


شکلک های عروسک

.

.

بای

.


+ تاريخ چهارشنبه هفتم دی 1390ساعت 5:7 به قلم ✿✿m✿✿ |